martedì 19 ottobre 2010

گزارشی از درون موزه ملی سارقین دولتی دست گذاشته اند روی موزه ملی

غارتگران بیت المال و تاریخ باستانی ایران اینبار به خودشان دیگر زحمت حفاریهای قاچاقی را هم ندادند و مستقیم رفتند سراغ موزه ملی گزارشی را که دسایت پیک نت آمده را اینجا ببینید



انتقال حدود 300 هزار قلم اشیاء ثبت نشده در موزه ملی به شهرستان نامعلوم به بهانه سامان دهی و عدم وجود فضای کافی در موزه، در کنار تعویض امنای اموال فرهنگی با سابقه به بهانه های مختلف اداری و غیر اداری این شائبه را تقویت می کند که آثار ثبت شده موجود در خطر تعویض یا خارج شدن می باشند. علاوه بر این پست های کلیدی موزه به افراد قرار دادی کم تجربه سپرده می شود که مدیریت بی تجربه و هتاک موزه ملی با تطمیع و ارعاب آنها تمامی اهداف ریاست سازمان (فردی که تمام میراث فرهنگی را با برنامه ای از پیش تعیین شده فرو پاشیده است) را پیاده می نماید.

برای نمونه بازنشستگی اجباری و تغییر مدیر موزه جواهرات ملی موزه جواهرات سلطنتی) به بهانه انتقال موزه از فضای کنونی به ساختمان جدید. ویترین های این اشیاء (جواهرات سلطنتی و تاریخی) فقط در شرایط خاص و در حضور افراد معتمد از ارگانهای مختلف (مانند وزارت کشور، قوه قضائیه، بانک مرکزی) باز می شود که در طی سی سال گذشته فقط یکبار بازگشایی شده است و در حین جابجایی موزه امکان تعویض جواهرات با بدل میسر است. لازم به ذکر است که در حال حاضر تمامی این ارگانها در دست نااهلان میراث فرهنگی هستند.

نکته جالب دیگر در مورد منشور کوروش اینکه این منشور به هیچ عنوان بیمه نشده است و این امر خود دال بر این است که منشور بدلی به موزه تحویل داده شده است و دولت برای اینکه مانور تبلیغاتی خود را تکمیل نماید به این امر رضایت داده است. هدفی که ریاست سازمان دنبال می کند در راستای اهداف مشخص شده رییس جمهورو پروژه دورکاری است که او در این امر پیشگام شد و چرخ دورکاری عملا از میراث فرهنگی شروع شد و قصد اینست که این سازمان به کوچکترین حد ممکن برسد. شاید به زیر 200 نفر که در این راستا همانگونه که بیان شد از اخراج کردن و بازنشستگی و باز خریدی اجباری فرو گذاری نکرده و حتی تهدید به تبعید به شهرستانهای محروم دور دست در راس کار قرار گرفته است. کوچاندن اجباری کارکنان به شیراز و اصفهان، منحل کردن پژوهشگاهها؛ که البته گفتنی است که در بین این جابجایی ها بسیاری از اسناد خطی مرکز اسناد میراث فرهنگی ناپدید شد و کتابهای چاپی نفیسی از این مجموعه ها به غارت رفت.

domenica 10 ottobre 2010

اگر کسی وقف دانشگاه آزاد را به هم بزند، خدا از او قوی‌تر است و پس می‌گیرد

اگر کسی وقف دانشگاه آزاد را به هم بزند، خدا از او قوی‌تر است و پس می‌گیرد

امروز:دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در واکنش به ابراز تردید رسانه‌های راست‌گرا در تایید وقف دانشگاه آزاد اسلامی از سوی چهار مجتهد، متن دقیق اظهارات هاشمی رفسنجانی را بر اساس نوار سخنرانی‌اش منتشر و تاکید کرد که هاشمی بر عدم وقف اموال دولتی از بین اموال دانشگاه آزاد اشاره کرده و نیز خاطرنشان کرده است که نظر موافق رهبری نیز در این باره اخذ شده است.

در اطلاعیه دفتر هاشمی رفسنجانی همچنین به نام موسوی‌اردبیلی، هاشمی‌رفسنجانی، سید حسن خمینی، قمی و موسوی بجنوردی به‌عنوان مجتهدان امضاکننده وقف دانشگاه آزاد اشاره شده است. پیش از این رسانه‌های وابسته به دولت، اشاره هاشمی به تایید وقف توسط چهار مجتهد را زیر سؤال برده بودند.

متن کامل اطلاعیه دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره وقف اموال دانشگاه آزاد، بدین شرح است:

شیوه مذموم و غیرپسندیده مصادره به مطلوب سخنرانی‌ها که طی سال‌های اخیر بر فضای رسانه‌ای کشور سایه انداخته، یک بار دیگر توسط برخی رسانه‌ها تکرار شد و به‌ خاطر عدم اطلاع رسانه‌های دیگر و استناد آنها به دو خبرگزاری معروف و رسمی کشور یعنی خبرگزاری جمهوری اسلامی و خبرگزاری فارس، مستمسک اظهارنظرهای متفاوت و بعضاً توهین‌آمیز نسبت به سخنرانی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در مراسم افتتاح مجتمع دانشگاهی بابل شده است.

در صورتی که رئیس مجلس خبرگان رهبری در خصوص وقف به چند مورد اشارات مؤکد کرده‌اند:

۱- اگر اموال دولتی در اموال دانشگاه آزاد باشد، مشمول وقف نمی‌شود.

۲- چهار مجتهد عضو هیأت مؤسس یعنی حضرات آیات و حجج‌الاسلام موسوی‌اردبیلی، هاشمی‌رفسنجانی، سید حسن خمینی، قمی و همچنین آیت‌الله بجنوردی به‌عنوان ناظر، بر شرعی بودن وقف صحه گذاشتند.

۳- نظر فقهی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این زمینه اخذ شده است.

۴- فکر نمی‌کنم خداوند اجازه دهد کسی این وقف را به هم بزند و اگر کسی این کار را کرد، خداوند از او قوی‌تر است و وقف را برمی‌گرداند.

معلوم نیست رسانه‌های مدعی حقیقت‌گویی و اطلاع‌رسانی واقعی با چه نیتی بر حذف و اضافه سخنان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی طی سالهای اخیر اصرار می‌ورزند و متأسفانه بعضی از افراد مسئول اما بی‌اطلاع، سخنانی را بر زبان می‌آورند که شأن مسئولیت خویش را زیر سؤال می‌برند.

برای اینکه "تا سیه‌روی شود هر که در اوغش باشد " متن سخنرانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، موضوع دانشگاه آزاد که در آیین افتتاح مجتمع دانشگاهی بابل ایراد کردند و عیناً از نوار پیاده شده و در صورت لزوم قابل ارائه به همه مراکز اطلاع‌رسانی می‌باشد، جهت تنویر افکار عمومی در ذیل می‌آید:

"... فکری که ما برای دانشگاه آزاد اسلامی داریم، و این اموال عظیمی که الان جمع شده و با این نیروهای فوق‌العاده‌ای که به وجود آمده و هر سال هم به سرعت دارد اضافه می‌شود، فکر کردیم که انشاءالله این را جاویدان کنیم. ما وقف کردیم، با فتوای جمعی از مراجع و شخص رهبر انقلاب و فتوای خودمان که چهار نفر مجتهد بودیم، در هیأت مؤسس بررسی کردیم و همه ما فتوایمان این بود. این اموال وقف شد، الان وقف است، صیغه وقف را خواندیم، قبض و اقباض انجام شد.

به ثبت هم رسید و فکر نمی‌کنم که خداوند اجازه بدهد هیچکس، بتواند این وقف را به هم بزند و اگر کسی بتواند به هم بزند، خدا از او قوی‌تر است و پس می‌گیرد یک روزی، ما خیلی موقوفات داریم که (زمانی) گرفتند، ولی دوباره برگشته امروز، هیچ شبهه‌ای ندارد. در هر محفلی می‌خواهید بحث کنید.

گاهی می‌آیند و می‌گویند مثلاً اموال دولتی در اینهاست. اولاً اموال دولتی در آن نیست. همین زمین اینجا را مثل می‌زنم. آن موقع که ارزان بود، آقای قلی‌پور ۲ میلیون تومان خرید. چند سال بعد محیط زیست، آمد و گفت: ما ۲ میلیون قبول نداریم. دوباره قیمت‌گذاری شود که فکر می‌کنم ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلیون تومان گرفتند که آخرش حل شد. همین الان اگر استانداری به دانشگاه آزاد کمک کند، زمینی را اختصاص می‌دهند و قیمت زمین را به روز می‌گیرند. این که دیگر مال دولت نیست. دانشگاه آزاد خریده است. یا فرض کنید جایی را بخشیده باشند که وقتی بخشیدند، مال آن مؤسسه می‌شود.


آخرین فرض اینکه اگر چیزی از اموال دولت در دانشگاه آزاد باشد، وقف نیست. ما اموال دانشگاه را وقف کردیم. فتوای آن هم فتوای رهبری است که در شورای انقلاب فرهنگی خوانده و در آنجا ثبت شده. تعبیرشان این است که هر گروهی که تصرّف مالکانه در ملکی دارند، حق وقفش را هم دارند. تقریباً این اجماعی است. از زمان مرحوم صاحب عروة و بعد اکثر فقها همین فتوا را دارند. قبل از آن هم فقط در زمان کاشف الغطاء فتوای دیگری شده و بقیه همه همین است و تقریباً اجماع فقهی است و این اموال قطعاً وقف است و قطعاً می‌ماند.

من امیدوارم هیچ کس به خودش جرأت ندهد که کارهای بزرگی که می‌تواند صدها سال دانش کشور را تضمین بکند و آموزش کشور و تحقیقات کشور را تضمین بکند، [تضعیف کند] اصلاً پایگاه عظیم ثابت توسعه حکومت اسلامی و ایران خواهد بود.

giovedì 7 ottobre 2010

پایان مرگبار یک ماموریت

پایان مرگبار یک ماموریت
عاملین ترورها و جنایات کودتای 22 خرداد را
در زندان وکیل آباد مشهد سر به نیست می کنند،
تا نگویند آمرین آنها کدامیک از فرماندهان نیروی انتظامی بودند



یک سال قبل از انتخابات ریاست جمهوری88 در تهران و برخی مراکز استان ها، نیروی انتظامی اقدام به جمع آوری تعدادی از افراد مسئله دار که بیشتر آنها در ارتباط با مواد مخدر و باج گیری در محلات جنوب شهر پرونده داشتند کرد.

جمع آوری این افراد با تبلیغات گسترده توام با ارعاب و خشونت همراه بود که به طور وسیع از طرف سیمای جمهوری اسلامی پوشش داده شد. مدیریت پروژه را فرماندهان نیروی انتظامی سردار رادان وسردار زارعی که هر دو از فاسد ترین افراد این نیرو هستند و تحت نظارت فرمانده سپاه عزیزجعفری صورت گرفت. البته در این زمینه، سردار زارعی فرمانده سابق نیروی انتظامی تهران بزرگ مهارت و تجربه ای بیشتر داشت. اگر بخاطر داشته باشید از او در جریان یک تسویه حساب داخلی در نیروی انتظامی، در یک خانه تیمی با 6 یا 7 زن و دختر برهنه فیلم گرفته بودند. فیلمی که از او تهیه شده بود نشان میداد که او این دختران و زنان را برهنه کرده و وادار به نماز جمعی کرده و خود از پشت آنها را تماشا می کرد. بعد از این رسوائی او را از راس نیروی انتظامی تهران بزرگ برداشتند، اما به دلیل همین ارتباط ها و مناسبات با اوباش و اداره کنندگان خانه های فساد مامور سازمان دادن طرح اوباش بگیری کردند. که این اوباش بگیری نیز در واقع فراهم ساختن مقدمات کودتائی بود که در انتخابات 22 خرداد روی داد. شبکه بزرگی از اوباش را وی سازمان داد و برای انواع جنایات به خیابان ها فرستاد و در بازداشتگاه ها نیز همین اوباش را به جان بازداشت شدگان جوان انداخت.

باز گردیم به عقب. یعنی به زمان اجرای طرح مقابله با اوباش. در جریان آن طرح، مشتی چاقوکش حرفه ای، متجاوز به عنف، جوانان کم سن و سال که در شبکه توزیع مواد مخدر و روابط جنسی بودند و عده ای زورگیر محلی را دستگیر کردند. نحوه دستگیری بسیار خشن بود تا اوباش روحیه خودشان را از دست داده و تسلیم هر خواستی شوند که بازداشت کنندگان از آنها دارند. برای محکم کاری، چند نفری از آنها را نیز اعدام کردند تا بقیه حساب کار دستشان آمده و آماده اجرای هر دستوری شوند که به آنها ابلاغ می شود. برای آنها که اعدام نشدند پرونده های قطوری درست کردند و آن را مانند شمشیر داموگلس بالای سرشان قرار دادند. بعضی از اوباش سابقه دار را هم برای سازمان دادن طرحی که برای کودتا در دست داشتند از زندان بیرون آوردند و رئیس این اوباش کردند. از جمله "اسماعیل تیغ کش" معروف که از زندان رجائی شهر یکسال و نیم پیش از انتخابات 22 خرداد آزاد شد.

برای آنها کلاس ها مخصوص آموزشی ترتیب دادند. هفته دوم انتخابات 22 خرداد، و پس از سخنرانی رهبر در نماز جمعه تهران که فرمان سرکوب معترضان را داد، این شبکه وارد عمل شد. آنها را در اکیپ های چند نفره تحت سرپرستی و نظارت واحد بسیج و لباس شخصی ها به خیابان ها فرستادند و گروهی دیگر را مامور فاجعه آفرینی در
کهریزک وزیرزمین وزارت کشور کردند. البته با این وعده که پس از اتمام ماموریت می توانند حکم آزادی خود را دریافت کرده و با گرفتن مبالغی کمک مالی، یک سفر زیارتی به مشهد، حتی برای زیارت به کربلا، زندگی جدیدی را برای خود سامان بدهند.

اما مسئله به همین جا خاتمه نیافت و طرح دوم از دل طرح اول و پیش از سفر زیارتی مشهد بیرون آمد. یعنی پس از نقش آفرینی در سرکوب، ماموریت های جدیدی نیز به برخی از آنها داده شد. از جمله ترور افرادی که برای ترساندن رهبران جنبش سبز و همچنین ایجاد وحشت در میان روشنفکران و دانشگاهیان معترض باید کشته می شدند. بعضی از آنها باید سر سپردگی کامل خود را با این ترورها ثابت می کردند. استاد مسعود علی‌محمدی از اساتيد دانشگاه تهران و استاد غلامرضا سرابی از جمله این قربانیان بودند. غلامرضا سرابی در پرونده کهریزک چند گزارش تائیدی در باره قتل های انجام شده صادر کرده بود. عامل ترور دکتر سرابی هم به همین ترتیب از میان برداشته شد. همچنان که خیلی از عاملین فجایع زیر زمین وزارت کشور و بازداشتگاه کهریزک از میان برداشته شدند و نامشان در هیچ پرونده ای نیست. البته در لیست اعدامی های زندان وکیل آباد مشهد هست.

سرانجام، بسیاری از آنها به بهانه زیارت به مشهد اعزام شدند، اما دستور دستگیری آنها در مشهد صادر شده بود و آنها را به جای زیارت مستقیم به زندان وکیل آباد مشهد بردند. در هفته های اخیر، جمع زیادی از آنها در همین زندان اعدام شده اند. آنها را در مشهد اعدام کردند تا انعکاسی در تهران نداشته باشد. آنها به خانواده های خود گفته بودند که بخشیده شده اند و اجازه گرفته اند که زندگی جدیدی را بی سر و صدا در یک گوشه دیگر ایران شروع کنند. اما همه اینها یک فریب و توطئه بود و آنها را به مشهد برده و کشتند.
مشهد....از طریق خانواده های افراد دستگیر شده قابل پیگیری می باشد


mercoledì 22 settembre 2010

راه كار عملي براي فرسايش و سرنگوني رژيم -27 هر ماه روز آزادی

این پیشنهاد یکی از خوانندگان سایت ندای سبز آزادی است بنظر پیشنهاد خوبی است ، نظر شما چیه ؟




راه كار عملي براي فرسايش و سرنگوني رژيم

سلام خسته نباشيد،مي خوام از شما يك در خواست كوچك داشته باشم و لطفا" اين موضوع رو كه میگم تا شايد كاري كوچك براي جنبش سبز و حمايت از زندانيان راه آزادي و ادامه راه شهدا انجام داده باشيم. پيشنهاد من اين است :براي ايجاد فصل مشترك بين تمام گروهاي سياسي داخل و خارج روز 27 هر ماه رو(با توجه به اصل 27 قانون اساسي) به عنوان روز آزادي در نظر بگيريم و با حضور فراگير هر ماهه در 10 ميدان اصلي و مركزي شهرهاي بزرگ مثلا" در تهران (انقلاب ازادي ولي عصر تهران پارس سعادت اباد هفت تير تجريش ونك راه اهن ) ودر خارج مقابل سفارت ايران هر ماه اقدام به راهپيمايي سكوت نماييم اين روز متعلق به هيچ گروهي نيست و روزي است براي آزادي همه مردم ايران. ضمنا" مي توان با گفتن الله اكبر يا مرگ بر ديكتاتور در روز قبل و بعد آن به استقبال آن رفت.اين كار ضمن ايجاد تحرك در تمام گروه هاي فعال و مبارز باعث فرسايش رژيم خواهد شد از طرفي توجه افرادي كه از اصل 27 قانون اساسي بي خبرن نيز جلب خواهد شد. موارد ذكر شده قابل تغيير با توجه به نظر همه خواهد بود و اين كار تنها باعث ايجاد هماهنگي بيشتر بين اقشار مختلف مردم مي شود

lunedì 20 settembre 2010

بانگ الله اکبر در حمایت از رهبران جنبش سبز

کمتر از 15 دقیقه به ساعت 10 مانده خودمان را آماده کنیم برای اعلام همبستگی و اتحاد در حمایت از رهبران جنبش سبز - همراه شو عزیز کین درد مشترک جدا جدا درمان نمیشود

mercoledì 8 settembre 2010

کروبی: وقتی بیانیه می دهند که گروهی خودسر بوده اند، نشان می دهد شکست خورده اند

کروبی: وقتی بیانیه می دهند که گروهی خودسر بوده اند، نشان می دهد شکست خورده اند

جـــرس: در ادامه واکنش های اعتراضی نسبت به حملات و هتاکی های صورت گرفته به منزل مهدی کروبی، گروهی از خانواده های زندانیان سیاسی و شهدای جنبش سبز، با حضور در منزل کروبی، از ایستادگی وی در برابر هجمه ها حملات شبه نظامیان و لباس شخصی های حکومت تقدیر نمودند.


به گزارش منابع خبری جرس، شامگاه سه شنبه، ١۶ شهریور ماه، جمعی از خانواده زندانیان سیاسی به ملاقات شیخ اصلاحات رفتند و از نزدیک در جریان حمله شبه نظامیان بسیج به منزل وی قرار گرفتند.

در این دیدار که خانواده برخی از شهدای جنبش نیز حضور داشتند، پس از بازدید از بقایای تخریب های شبه نظامیان خانواده ها با کروبی به گفتگو نشستند و وی نیز با بیان اینکه "من نیز مانند دیگر اعضای جنبش تا حصول به هدف عقب نشینی نخواهم کرد"، با روحیه ای بالا اخبار و جزئیاتی از چند شب حمله بسیجیان به منزلش را در اختیار آنان قرار داد.


کروبی در مورد اخبار منتشره در روزنامه هایی نظیر کیهان و یا بیانیه سپاه که حمله کنندگان را "گروهی خودسر و ناشناس" معرفی می کنند، گفت این گونه موضع گیری ها نشان از اذعان آنان به شکست در پروژه ارعابشان دارد و به همین دلیل نیز اکنون به هذیان گویی افتاده اند.


در هفته گذشته بسیاری از شخصیت های اصلاح طلب و اهالی مطبوعات نیز در دیدارهای جداگانه ای با مهدی کروبی، ایستادگی و مقاومت او را در برابر هجمه های کودتاگران ستودند.


گفتنی است طی روز های آخر هفته اخیر، بویژه از پنج شنبه یازدهم شهریورماه، بسیجیان مسلح و شبه نظامیان حامی رهبر جمهوری اسلامی، ضمن سردادن شعار و هتاکی به مهدی کروبی، با تیراندازی و پرتاب کوکتل مولوتوف به منطقه مسکونی وی حمله کرده و موفق به شکستن در ورودی منزل شده بودند؛ تا اینکه با مقاومت محافظان نتوانستند به طبقات و شخص مهدی کروبی دست یابند.


سپاه پاسداران نیز چند روز پس از اینکه موج اعتراضات در میان شخصیت ها و سازمانها نسبت به اینگونه هتاکی ها بالا گرفت، با صدور اطلاعیه‌ای ‏ ضمن محكوم كردن تجمع در مقابل منزل كروبی تاكید كرد كه حاشیه‌سازی برخی عناصر خودسر در تجمع در برابر منزل كروبی كه منجر به تیراندازی از سمت منزل وی و زخمی شدن چند تن شد،‏ حادثه‌ای ساخته و پرداخته عناصر بی‌تدبیر و خودسر است.